أبو العباس فضل بن محمد اللوكري
78
شرح قصيده اسرار الحكمة ( فارسى )
القسم الرابع فى الالهيات چو از رياضى پرداختم الهى را * بگو من و تو و اسب سؤال در ميدان اگر محرّك نزديك مر فلك را نفس * نهى و برتر ازو عقل و برترش يزدان چو نفس و عقل يكىاند و علّت اولى * يكى است و نيست جز اين علت آشكار و نهان چگونه مىنهد اين اختلاف در حركات * به شرق و غرب و شمال و جنوب در دوران و گر نفوس و عقول ذكر نهى به عدد * كه اندر انجم و افلاكشان بود حرمان هم اين سؤال كردم به جاى خود باشد * چه نوع باشند اينها و جنسشان يكسان ؟ چنين گويد ارسطاطاليس در كتاب ما بعد الطبيعه كه روا نبود كه چيز اوّل و معشوق اوّل و محرّك جملهء سماويات جز يكى بود ، اعنى محرّك اوّل مر همه را ، و لكن بعد وى بايد كه هرگز ما را على حده محرّك قريب باشد . و معشوقى مخصوص باشد ، ازيرا كه مذهب محصلان [ شاگردان معلم اوّل ] « 1 » از مشائين كه اصحاب ارسطاطاليساند اين است كه ايشان كثرت را نفى كنند از محرّك اوّل ، مر جملهء سماويات را و بعد از آن باز كثرت اثبات كنند ، مر محرّك و مفرقات ديگر را .
--> ( 1 ) . در هر دو نسخه به قدر سه چهار كلمه پاك شده است .